نظر علي الطالقاني

514

كاشف الأسرار ( فارسى )

گاهى شخص غايت او را واجب و مستحب قرار دهد پس دعا خواند تا خدا او را توفيق اداء تكاليف دهد يا زيارت روزى كند ، و گاهى غايت او را مكروه و حرام قرار دهد پس دعا خواند تا به وصل حرامى يا مكروهى رسد و لذا در بعضى از دعاها چون دعاى سحر فرمودند كه از غير اهلش پنهان داريد ، و گاهى غايت او را مباح قرار دهد چون وسعت و كذا ساير اقسام . پس شود كه غايت حرام را واجب و مستحب قرار دهد مثل آنكه كسى را شراب خوراند تا شب دزدى نكند يا كسى را نكشد و از اين قبيل است آن كه شخص تسخير جنّ يا ارواح را يا غير آن را و كذا سحر و جادو و شعبده و نظاير اين از اعمال محرمه را اعمال نمايد به جهت غايت مباح يا مستحب يا واجب و ظاهر اين است كه قصد اين غايات ، عمل حرام را مباح نكند مگر آن كه حفظ نفس باشد كه او محل سخن است و نزاع در استعمال خمر در دواء معروف است . پس ترتّب اين مصالح بر اين امورات تو را به وسوسه نيندازد كه چرا مباح نباشد ، چه نظر حكيم على الاطلاق به آخرت است چنانچه فرمود يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ اى ضرر اخروى وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ اى دنيوية وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما 154 فالآية كالصريح فى كون الاحكام تابعة للمصالح و المفاسد ، فافهم . 155 پس فرق ميان سحر و معجزه در واقع ، به غايت ظهور يافت و امّا در ظاهر ، پس اندك محتاج به اشاره و بيان است و آن اين است كه اوّل گوئيم آيا نظير معجزه از غير معصوم كه آن را كرامت گويند از نيكان و اولياء اللّه ممكن است يا نه و شكّى نيست كه از اصحاب رسول ( ص ) و ائمه ( ع ) چون سلمان و ابى ذر ( قدهما ) و غيرهما و علماء ( قدس سرهم ) اين قدر كرامت صادر شده كه قابل انكار نيست و بالجمله در نزد اهل معقول به صحت پيوسته كه هر كه متألّه است قابل كرامت است چه ايشان نفوس قدسيّه مىباشند كه مستمدند به عقول قدسيّه و نفوس علويّه ، چنانچه نفوس كفره و شياطين شريرهء انسيّه مستمدند به نفوس شياطين و اجنّه كه بعضى كارها كنند و كذا به رياضت باطله و مخالفت نفس كارها كنند و حكايت يهودى با صادق ( ع ) و بيضهء كبوتر معروف است و تأثير چشم بد كه يدخل الرّجل فى القبر و الجمل فى القدر 156 كه كار شمشير كند از اين قبيل است و دخلى به معجزه ندارند و رياضات باطله هندوها معروف است و كذا عمل تسخير و سحر . بارى به قاعدهء عقل و نقل ثابت شده كه كرامت اولياء از ايشان حاصل مىشود مادامىكه در مقام معارضه با معصوم برنيايد و الّا جارى نمىشود چه در مقام معارضه